غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

360

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عدد اشعار رودكى بهزار هزار و سيصد و بيست هزار رسيد و اين قطعه از جملهء منظومات اوست كه نظم زمانه پندى آزاده‌وار داد مرا * زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است ز روز نيك كسان گفت غم مخور زنهار * بسا كسا كه بروز تو آرزومند است در بسيارى از تواريخ مشهور مسطور است كه نوبتى امير نصر از بخارا كه دار الملك او بود بمرو رفته مدتى مديد آنجا رحل اقامت انداخت و چون زمان توطن پادشاه در آن ديار امتداد يافت امرا و اركان دولت كه مايل بقصور و بساتين بخارا بودند از رودكى تقبلات نمودند كه بيتى چند كه موجب تشويق و ترغيب پادشاه شود بجانب بخارا در سلك نظم كشد و در مقامى مناسب بآهنگ عود بدان ابيات ترنم كند تا امير نصر مايل بدار الملك گردد و رودكى در سحرى كه پادشاه صبوحى كرده بود اين قصيده گفته بر آهنگ عود بخواند كه نظم ياد جوى موليان آيد همى * بوى يار مهربان آيد همى ريگ آموى و درشتيهاى او * پاى ما را پرنيان آيد همى آب جيحون و شگرفيهاى او * خنك ما را تا ميان آيد همى اى بخارا شاد باش و دير زى * شاه نزدت ميهمان آيد همى شاه ماه است و بخارا آسمان * ماه سوى آسمان آيد همى گويند كه استماع اين اشعار آنمقدار در ضمير امير نصر تأثير نمود كه موزه ناكرده سوار شد و يك منزل به طرف بخارا طى مسافت فرمود ذكر نوح بن نصر بن احمد امير نصر در ايام دولت و اقبال منصب ولايت‌عهد را به پسر بزرگتر خود اسماعيل تفويض نمود اما بحسب تقدير اسمعيل پيش از پدر بعالم آخرت انتقال فرمود و چون اوقات زندگانى نصر نيز بسر آمد امرا و اركان دولت پسر ديگرش نوح را كه امير حميد لقب داشت بر مسند ايالت نشاندند و امير حميد روى بسرانجام مهام ملك و مال آورده ابو الفضل محمد بن احمد الحاكم را وزير ساخت و آن وزير بىتدبير باندك چيزى با امراء عظام مناقشه مىنمود بنابرآن ابو على بن محمد بن محتاج و بعضى ديگر از اعيان ملك نسبت بامير نوح در مقام مخالفت آمدند و ميان امير نوح و مخالفان محاربات اتفاق افتاده بالاخره امير نوح غالب گشت و قرب سيزده سال پادشاهى كرده در ماه ربيع الآخر سنهء ثلث و اربعين و ثلاث مائه وفات يافت گفتار در بيان بعضى از وقايع كه در زمان سلطنت امير حميد بحيز ظهور رسيد در روضة الصفا مسطور است كه امير نوح در اواخر سنه ثلثين و ثلاث مائه استماع نمود كه ركن الدوله ديلمى خروج كرده و مملكت رى را در حيز تسخير آورده بنابرآن ابو على ابن محمد بن محتاج را با سپاهى بلا انتها بدانجانب فرستاد و در سه فرسخى رى ميان